http://www.sotak.persianblog.ir free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین

سلام دوستان گلم که در این مدت که دل تنگ بودم که میشه گفت 300 روز شد
تنهام نذاشتید کمکم کردید از راهنمایی تک تکتون ممنونم شماها خیلی کمکم کردید اما
اون شکستم ؟! آره شکستم؟؟؟ روز پنج شنبه که رفته بودم تو مسیر مدرسه تا
خونشون تا حرفایی که شب قبلش با کمک اشکام روی کاغذ آورده بودم بهش بدم با
صحنه ای روبه رو شدم که دوست داشتم اون لحظه کور میشدم ؟!؟!؟
عجله نکنید واسه فهمیدن علت وجود شکستم ، غرور شکستم ؟؟؟ واستون میگم که
چه شکلی وجودم را خورد کرد ...؟!
تازه میگید کی ؟؟؟
پــــگـــــــــــــــــــاه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آره به خدا جای تعجبم داره!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟

دزد عشق چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدیده و به جاش یک زخم همیشه گی ، رو قلبت هدیه داده زل بزنی به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی حس کنی که هنوز هم دوسش داری چقدر سخته دلت بخواد سر تو باز به دیواری تکیه بدی که یک بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده چقدر سخته تو خیالت ساعت ها با هاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه ها تو خیس کنه اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه که هنوز هم دوسش داری
چقدر سخته گل آرزو هاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگی گل من باغچه نو مبارک
من که توی خیابون منتظرش ایستاده بودم با ماشین دیدم از پیاده رو اومدش به طرف خیابون و سوار یه ماشین که جلوی من بود شد وااااااااااااااااااای ااااااااااااای
خدااااااااااااا ااااااااااون لحظه دااااااااااااااااااااشتند
آآآآآآآآآآآآآآآآآتیشم میزدند؟؟؟؟؟؟؟!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!
در اون لحظه تصمیم گرفتم برم دنبالشون و جلوشون را بگیرم و همه حرفام را به
پگاه نامرد بزنم خوی بالاخره توی کوچشون که میخاست پیاده بشه با هم روبرو
شدیم رفتم کنار ماشین اون ایستادم شیشه را دادم پائین به پسره گفتم با تو کار ندارم با
اون حرف دارم ...
وقتی پیاده شدیم داد میزدم و به پگاه گفتم بیا تف بنداز تو روم داااااااااااااد زدم زود باش دیدم اومد جلو چشماشو انداخت تو چشمای من منم چشمامو انداختم تو چشماش گفتم منتظر چی هستی زود باش تف بنداز دیدم رفت عقب گفت چی میگی ؟؟؟ اون پسره که مثه بت ایستاده بود ما را تماشا میکرد به پگاه گفت این کیه پگاهم گفت نمیدونم چه خریه آآآآآآههة خدااااااااااااااااااای من
اون لحظه بود که احساساتی شدم داد با اشکی که میریختم داد زدم پگاه دوستت داشتم نفهمیدی؟! گفتم عشق پاکم را باور نکردی؟! گفتم شکستیم پگاه؟! که یه دفعه ای عصبانی شد گفت که میزنم دهنت را پر خون میکنم ها آره پگاه گفت!!! گفتم بزن زود باش دیگه تو وجودم را پر خون کردی بعدش دیدم که رفتند سوار ماشین بشند پسره هم فقط مثه بت ایستاده بود و به پگاه هی میگفت چکارش کنم؟بزنمش؟ منم به پسره گفتم واسه دعوا نیومدم با تو هم دعوا ندارم با اون کار دارم دیگه منم داشتم سوار ماشین میشدم داشتم در ماشین را می بستم بلند داد زدم عشق پاکمو باور نکردی دیدیم که یه دفعه ای پگاه آجری که پیش پاش بود را برداشت محکم زد به شیشه ماشین !!!!!!!!؟؟؟؟!!!!!!!!! نه نشکست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!! بعدش سریع رفتند که کسی از همسایه هاشون متوجه نشه اما من بعدش با یکی از
همسایه هاشون که فکر کنم 28 سالیس بود رفیق شدم و اونم آماره دختره را داشت
بقیش زیاد مهم نیست اصل ماجرا و علت خورد شدن همینی بود که پگاه به سرم
آورد به خدا این داستان تخیلی نبود این اتفاقی بود که روز پنج شنبه 1387/1/22
ساعت 1:20 ظهر افتاد واسم اما اون خیلی راحت شکستم از ظهر که اومدم خونه
تا الان که ساعت 6 صبح جمعه هستش دارم به حرفاش فکر میکنم که همیشه غیر
مستقیم می خواست بگه دوستت دارم و به حرفا و کارای دیروزش و عشق پاک
محمد و غرور شکسته محمد و پای مال شدن تمام وجود و احساسات پاکم...
ااااااااااااااای خداااااااااااااااااااااااا آآآآآآآآآآآآآآآآآخه
چرااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دوستان گلم که به این وبلاگ همیشه سر زدید
و با نظرات گرمتون خوشحالم میکردید الان
دیگه با چی باید خوشحال باشم با وجودی
شکسته با دلی پر از غم و غصه؟؟؟!!!
.؟.؟.؟.فقط واسم دعا کنین که زودتر فراموشش کنم.؟.؟.؟.
کاش میتونستم الان اشکام را یه جوری برای خاطره می ذاشتمشون اینجا ................ خدا محمد دیگه با یه دل پر از غصه چکار کنه آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خدا محمد دیگه با وجودی شکسته چکار کنه آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آره وبلاگ واسه همیشه تعطیل شد تا چند ماهی نظرات را
چک میکنم اما بعدش دیگه .....................
پس هر نظری دارید واسم بزارید
الان دیگه تنهای تنهام با احساسات پای مال شدهام
~~~~~~~~~~؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!~~~~~~~~
فدای همگی تون برم ، الهی که پیش مرگ دوستان گلم که
می خواند به محمد دل شکسته کمک کنن بشم دوستان گلی
که با نظرات و off هاشون می خواند کمکم کنند پس
منتظرم ............................ اینم از آپ آخر من که با غصه ای اندوه و اشکی ناتمام تمام شد////؟؟؟///!!!//// این شعر و عکسم تقدیم به همه دوستان خوب وبلاگ نویس
و غیر وبلاگ نویسم که به محمد قول میدن که هیچ موقع توی زندگیشون به کسی خیانت نکنند البته غیر از پگاه چون اون دیگه خیانتش را به محمد کرد ؟؟؟؟!!!!؟؟؟؟
شب را دوست دارم بخاطر تاریکی.... تاریکی را دوست دارم بخاطر تنهایی... تنهایی را دوست دارم بخاطر فکر کردن ... فکر کردن را دوست دارم بخاطر شما دوستان گلم... شما دوستان گل را دوست دارم بخاطر چشمانتان... چشمانتان را دوست دارم بخاطر قطرات اشکی که میدانم بر سر مزارم خواهید ریخت!!!!!!!!؟؟؟؟!!!!! گر از عشق میشه قصه نوشت میشه از عشق تو گفت... ای عشق غم تو سوخت بسیار مرا بد ترین کلمه:تمسخر اشکام مثه اینکه تمام شدنی نیستند و نمی خوان بهم اجازه
بدن برای دوستان گلم بیشتر از این درد و دل کنم؟!
.؟.؟.؟.فقط واسم دعا کنین که زودتر فراموشش کنم.؟.؟.؟.
~~~فدای همگی تون~~~
راستی به دلیل اینکه خیلی از دوستان از من خواستن که وبم
را تعطیل نکنم من هم به نظرشون احترام میزارم و
وقتی حال روحیم یه کم بهتر شد حتما وبلاگ را ادامه میدم اما
با مطالبی دیگر حالا از شما نظر می خوام که در مورد چی
باشه و اسمش را که میخوام عوض کنم چی باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
راستی تا چند وقته دیگه هم سایتم به شبکه جهانی می پیوندد
در قسمت نظرات بگید که اسم سایتم را چی بزارم و محتوای
سایتم چی باشه ؟؟؟؟؟؟.............
منتظر نظراتتون هستم دوستان عزیزم..........
~ فعلا خداحافظ تا برگشتی دوباره با تحولی عظیم دروبلاگ~ ؟!؟!؟........................؟!؟!؟



.jpg)
میشه از عشق تو مرد و دیگه از دست همه راحت شد..
آره از عشق تو دیونگی هم عالمیه... ![]()
آویخت مسیح وار بر دار مرا
چندانکه دلست خواست بیازار مرا
مگذار مرا زدست مگذار مرا
مناسب ترین کلمه:خداوندزیباترین کلمه:عشق
پر احساس ترین کلمه:محبتپر معنا ترین کلمه:نگاه
عالی ترین کلمه:دوستیتلخ ترین کلمه:جدایی
دردناک ترین کلمه:خیانت


؟!؟!این روزها انگار تمام غصه های
آدما توی سینه منه؟!؟!
اما من دل تنگ پگاهم چکار کنم:::
۷۰ روزه نتونستم باهاش صحبت کنم بد
جوری دلم گرفته و بغض داره خفم میکنه
میبینمش اما موقعیت نیست که
باهاش بحرفم.؟!؟ برام دعا کنید
دوستان گلم زودتر بتونم باهاش بحرفم
من که غیر از
خدا و شما دوستای گلم کسی را ندارم
پس بهم کمک کنید چکار کنم ازتون
خواهش میکنم در قسمت نظرات
راهنماییم کنید بی صبرانه منتظر
راهنمایی هاتون میمانم
؟!؟!؟دوستان فراموش نشدنیه من؟!؟!؟
راستی من هر روز نظرات را میبینم تا
ببینم کدومتون با معرفتترین میخوام
دوستای با معرفتم رابهتربشناسمشون یه
تست~!~!~؟
معرفت شناسی هم هستش دوستان
گل من اگر که خواستید راهنمایی هاتون
بصورت خصوصی با خودم باشه یا اینکه
سوال خصوصی داشتید میتونید آی دی
منو add کنید و برام off بزارید که چه
روزی و چه ساعتی ON میشید
تا اینکه منم
بیام و بتونیم با هم دیگه بچتیم و بتونم از
راهنمایی شما عزیزان استفاده کنم و هم
اینکه اگر که سوال خصوصی داشتید ازم
بپرسید دوستای گلم تنهام نزارید کمک و
راهنماییم کنید جبران میکنم؟!
راستی اینم آی دی من :
mikesham_tigho_ro_ragham
عزیزان من بی صبرانه
منتظر راهنمایی شما
هستم من هر روز off هام و
نظرات وبلاگ را چک
میکنم به حر حال منتظرم
خیلی هم منتظرم دلم
خیلی تنگ شده برای
پگاهم نمیدونم تا حالا برای
شما هم چنین اتفاقی
افتاده یا اینکه نه؟ منظورم
اینه که متوجه میشید چی
میگم؟؟؟
برای تک تکتون آرزوی
موفقیت و خوشبختی
میکنم...
؟!منتظرم ها!؟
دوستای عزیز و مهربانم
فعلا" بای
راستی دوستان عزیزم تا نتونم با
پگاهم صحبت کنم آپ نمیکنم پس
بدونید وقتی آپ کردم
حتما؛ پگاهمو دیدمش...؟؟؟
چند وقته اتفاقات خیلی عجیبی توی
زندگیم می افته دارم دیوونه میشم اگه راست
باشه دیگه وبلاگ واسه همیشه تعطیل میشه؟
منتظر باشید خبرتون میکنم...
منتظر راهنمایی هاتون هستم...
اینم به مناسبت ولنتاین تقدیمش میکنم
به همه عاشقان و دوستای
گل و مهربونم :. ~
~ولنتاین درمناطق مختلف کشور~
ولن تاين در اردبيــل :
خديجه : رحيم آقا ! تو بيلميـري امروز چه روزيه ؟
رحيــم : والا فِچ ميكنم روز جهاني مبارزه با محيط زيست ! ها ؟
خديجه : يوخ بابا ! امروز ولرم تايمه !!
رحيـــم : ها ؟! ولرم تايم نمنه ؟!
خديجه : بابا تو مجله نوشته بود روز عشگه ! روز احساساته ! روز
من و شوماست !
رحيــم : شوما كيه ؟! ها ؟! بچه بپر برو اون چاكو رو از آشپزخونه
بيار ....
خديجه : رحيم آقا ! شوما اصن به من هيچ وقت توجه نميكني !
منم آدامام بابا به خدا ! منم مث شما از بچگي بزرگ شدم حگّ
مادري دارم به جَردنِ بچه هات بالام !
رحيـــم : بيبين خديج ! من تا حالا چيزي كم گذاشتم ؟! كوتاهي
شده از گِبال من ؟!
چ
خديجه : رحيم آقا ! امروز همه دوست پسرا واسه دوست
دختراشون كادو ميخرن ... خوب شوما چيرا نميخري ؟
رحيـــم : آخه زن ! تو اصن خودش و با من چيكار داري ؟ آخه كدوم
مردي واسه زنش سالي يه بار تولّد ميگيره؟ كه من واسه تو
ميگيرم ؟
خديجه : اصن هرچي شوما بيگي ! به ما ولرم تايم نيومده بابا ...
دستاتو بشور بيا شامتو بخور بابا !
ولن تاين در جواديه تهران :
بتول : آق ميـتي ! ميدوني امروز چه روزيه ؟
ميتي : دست كم گرفتي مارو مس كه ! خب امروز سالگرد آزادي
آق ميتي از زندونه ديه !!
بتول : نه بابا ... امروز روز زيد بازاست ... توام كه امامِ زيد
بازايي .... !!!
بتول : اول كادو آق ميتي ...
ميتي : واستا ! بيگير اينو بپوش .. خدائي كل مسجد شارو گشتم
اينو پيدا كردم ... از رنگ سبز فسفري خوشت ميومد ديه ؟! اينو
بپوشي چه هلوئي ميشي به مولا !! بتركونيم !
بتول : ايول ! دمت فرت آق ميتي !! خدائيش خيلي آقائي ! آخه
كي ولوووووم تاين واسه زيدش مايو سه تيكه ميخره ؟ ها ؟؟؟
ميتي : دِهــــه !! اين جاي تشكرته ان تركيب ؟ ميخواي يه جوري
بزنم تو لگنت كه مث اين مايو سه تيكه بشي ؟!!
بتول : اصن ميدوني چيه ؟ نخواستيم داداش .. به ما اين غلطا
نيومده !
ميتي : !! مگه منو تو چيمون از اين بچه سوسولا كمتره كه
وووولوم تاين ميگيرن واسه هم ...
بتول : باشه باااااااا !! نمودي ...
ميتي : آها ! ايول حالا شد .. ! لبرو بده بياد ... جوووووون !!!
بدون نظر نذاری بریها این روزا بدون نطر بری میگن خوب نیست پس نظر یادت نره این همه خوندی چه خوشت اومده چه بدت یه نظر هم توی قسمت نظرات از خودت جا بذار و برو ب خدا من خوشحال میشم عزیزانم...
منتظرم یادت نره ها ؟؟؟
تازه میگی چیا!!!
ای بابا...
عزیزم نظر را میگم دیگه...
خوب حالا که یادت اومد
پس شروع کن گلم..
؟؟؟پگاه من؟؟؟
پگاهم
پگاهم
پگاهم
پگاهم
پگاهم
پگاهم
پگاهم
پگاهم
پگاهم
!!!دیگه نمیتونم جلوی گریم را بگیرم!!!
:::آخه:::
...~خیلی دلم برات تنگ شده عزیزم~...

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
می خوام تو دریای چشات
تا جون دارم شنا کنم
می خواکم حساب خودم رو
از عاشقا جدا کنم
فدا شدن برای تو دلیل زنده بودنه
می خوام عشق و جنونم و راهی قصه ها کنم ...
؟؟؟ ...........................................................................؟؟؟
برای همتون آرزوی موفقیت در تمامی مراحل زندگیتون
را میکنم یادتون نره دعامون کنین ؟!
نکنه فرشته ای تو
تو یه احساس عجیبی
اخه تو پاک و نجیبی
شوق زندگی دمید در من
تا ندای عشق رسید بر من
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نکنه فرشته ای تو
تو یه احساس عجیبی
آخه تو پاک و نجیبی
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دلشو بسته به عشق تو منم
اونی که با صد امید و آرزو
اون که هرگز نمی شه خسته منم
عزیزم تو جاده فدا شدن
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

آمدم تا با پگاهم در شبت ماوا بگیرم
کام دل در بستر شب از تن فردا بگیرم
آمدم تا حسرت هجرت فراموششم شود
در میان بازوان پر ز مهرت جا بگیرم
آمدم تا در اسارت گیرم اندوه زمان را
در گریز لحظه ها یت عشق چون ترسا بگیرم
آمدم تا در صدایت بازیابم زندگی را 
با کلامت اشک غم از دیده سیما بگیرم 

بهش نگید که من چقدر دوسش دارم
برای بودن دلش کوهو رو شونم می زارم
بهش نگید دیوونه چشاش شدم
مست همه شیطونی هاش عاشق خنده هاش شدم
اگه بفهمه عاشقم می ره پیداش نمی شه
کی میدونه عاقبت این دل زارم چی می شه
اگر بگم دوستش دارم قلبشو پنهون می کنه
پیش چشای عاشقم رقیب و مهمون می کنه
بهش نگید دوسش دارم دیوونه نگاش شدم
مست همه شیطونی هاش عاشق خنده هاش شدم
















شاعر و فرشته اي با هم دوست شدند...
فرشته پري به شاعر داد و شاعر شعري به فرشته...
شاعر پر فرشته را لاي دفتر شعرش گذاشت و شعرهايش بوي
آسمان گرفت
و فرشته شعر شاعر را زمزمه كرد و دهانش مزه عشق گرفت...
خدا گفت: ديگر تمام شد... ديگر زندگي براي هر دو تان دشوار
مي شود...!؟
زيرا شاعري كه بوي آسمان را بشنود، زمين برايش كوچك است
و فرشته اي كه مزه عشق را بچشد، آسمان برايش تنگ مي
شود!!
